ابو القاسم راز شيرازى

513

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

براى او به سوى شما حوايج بزرگ باشد كه عطا نكنيد شما آنها را مگر به شفاعت و توسّل به دوست‌ترين مردم به سوى شما ، پس قضا نمائيد آن حوايج را به جهت كرامت از براى شفيع ايشان ؟ آگاه باشيد آنكه اكرم خلق بر من و افضل ايشان در نزد من ، محمّد و علىّ و ائمّه - عليهم السّلام - اند كه وسايلند به سوى من ؛ پس كسى را كه حاجتى باشد كه بخواهد نفع آن را ، يا داهيه « 55 » و مصيبتى باشد كه بخواهد رفع آن را ، بخواند مرا به محمّد و آل افضلين طيّبين طاهرين او كه قضا مىكنم حاجت او را بهتر از قضا كردن شما حاجت محتاجى را به شفاعت دوست شما » . پس « يهود » با كمال سخريّه گفتند : « يا ابا عبد اللّه « 56 » ! چرا نمىخوانى حقّ تعالى را به اين بزرگواران كه مقتداى تواند تا آنكه بگرداند تو را اغناى اهل « مدينه » ؟ گفت « سلمان » كه : « خوانده‌ام حقّ تعالى را به جاه ايشان ، از براى مسئلتى كه اجلّ و افضل و انفع است از ملك دنيا - بالتّمام - ؛ و آن ، آن است كه عطا فرمايد مرا زبانى ثناگر از براى ثنا و تمجيد او ، و قلبى شاكر از براى آلاء و نعماء او ، و بر مصيبت‌هاى بزرگ مرا صابر فرمايد ، و حقّ - جلّ و علا - اجابت مسئول مرا فرموده ؛ و اين ، بهتر است از دنيا و ما فيها ، صد هزار هزار مرتبه » . پس استهزاء كردند او را و گفتند : « ادّعاى بزرگى كردى كه بايد امتحان كنيم ما صدق تو را از كذب ؛ لهذا به اين تازيانه‌هاى خود مىزنيم تو را ، تا بخوانى حقّ تعالى را به حقّ ايشان كه منع كند دستهاى ما را از تو » . پس « سلمان » گفت : « اللّهمّ اجعلني على البلاء صابرا » « 57 » ! و آن ملاعين زدند « سلمان » را به تازيانهء خود ، بشدّت و قوّت ، كه خسته و بىحال شدند ، و جناب

--> ( 55 ) - امر بزرگ ، مصيبت بزرگ ( 56 ) - ابو عبد اللّه ، كنيهء جناب « سلمان » بوده است . ( 57 ) - بار خدايا ! مرا صبركننده بر بلا قرار ده .